ظهور، سقوط و بازگشت مجدد AMD : نگاهی به نیم قرن سرگذشت تراشه‌ساز آمریکایی (قسمت سوم و پایانی) – ترنجی

AMD یکی از قدیمی‌ترین طراحان پردازنده است و در تاریخچه 50 ساله خود، همواره یک پای ثابت بحث علاقه‌مندان فناوری بوده است. داستان هیجان‌انگیزِ این شرکت پر است از موفقیت‌های قهرمانانه، خطاهای احمقانه و موقعیت‌هایی که تنها یک قدم با خاک یکسان‌ شدن، فاصله داشته است. در حالی که در این زمان، بسیاری از شرکت‌های نیمه‌هادی دیگر آمده و رفته‌اند، AMD با طوفان‌‌های متعددی روبرو شده و در نبردهای زیادی در دادگاه‌ها و فروشگاه‌ها جنگیده است.

در این مقاله نگاهی خواهیم انداخت به گذشته این شرکت، موقعیت‌های پیچیده آن را تا به امروز بازبینی خواهیم کرد و خواهیم دید چه در انتظار این کهنه‌ِ‌سربازِ تراشه‌سازِ آمریکایی است. با ترنجی در قسمت سوم و پایانی تاریخچه AMD همراه باشید.

قسمت نخست تاریخچه AMD، از این لینک و قسمت دوم از این لینک قابل دسترسی است
درآمد AMD

مبلغ درآمد به میلیارد دلار و سود خالص و درآمد عملیاتی به میلیون دلار می‌باشد

تنها با یک نگاه به وضعیت مالی شرکت در فاصله ۲۰۱۱-۲۰۱۶ می‌توان به‌راحتی حدس زد که AMD در دردسر بزرگی گیر افتاده بود.

با اعلام گزارش مالی ۲۰۱۶، ۴ سالی متوالی بود که AMD پی‌ در‌ پی ضرر می‌دید (گزارش مالی فاجعه ۲۰۱۲ به دلیل کسرِ قیمت ۷۰۰ میلیون دلاری گِلوبال‌فاندریز بود). حتی با وجود فروختن کارخانه‌ها و شاخه‌های مختلف و موفقیت تراشه‌های به کار رفته در پلی‌استشین ۴ و ایکس باکس وان، بدهی‌ها همچنان بالا بودند و داستان ضررهای AMD ادامه داشت.

 

اپیزود سوم: بازگشت؟

تقریبا هیچ چیز دیگری برای فروختن وجود نداشت و هیچ نشانه‌ای هم از سرمایه‌گذاری‌های عظیم که به کمکشان بیاید موجود نبود. در این وضعیت تنها یک راه برای AMD باقی مانده بود: کاهش هزینه‌ها و سازماندهی مجدد منابع.

در ۲۰۱۲ دو فرد جدید به AMD اضافه شدند که نقشی حیاتی در احیای شرکت در میان دیگر بازیگران صنعت نیمه‌هادی ایفا کردند.

نخستین فرد جیم کِلِر (Jim Keller) افسانه‌ای بود که در دنیای ریزتراشه‌ها شهرتی وصف‌ناشدنی دارد. این شخص در ابتدای مسیر شغلی خود در شرکت DEC فعالیت می‌کرد که در آن زمان بر روی توسعه دو پردازنده Alpha 21164 و 21264 نقش داشت؛ سپس در ۱۹۹۸ به AMD نقل مکان کرد و به عنوان یکی از طراحان ریزمعماری موفق K7 ایفای نقش کرد و بعدتر به عنوان معمار ارشد ریزمعماری تحسین‌شده K8 انتخاب شد و در ۱۹۹۹ شرکت را ترک کرد.

ابداعاتی نظیر اتصال داخلی (Interconnect) HyperTransport که بعدها زیربنای پردازنده‌های چند‌هسته‌ای AMD شد و طراحی مجموعه دستورالعمل‌های x86-64 که به AMD64 مشهور است از نتایج کارهای جیم کلر بود. به‌صورت خلاصه طراحی رابط‌های شبکه ۱ گیگابیتی در در SiByte، طراحی پردازنده‌های موبایل A4 و A5 برای اپل که نخستین تجربه اپل را در ساخت پردازنده‌های موبایل رقم زد، بازگشت به AMD در ۲۰۱۲ که بیشتر به آن خواهیم پرداخت، طراحی سخت‌افزار اتومبیل‌های خودرانِ تِسلا و در نهایت اضافه شدن به اینتل در ۲۰۱۸ و مشارکت در پروژه‌های آن، از مجموعه کارهای جیم کلر، بعد از ترک AMD در ۱۹۹۹ تا به امروز است.

Jim Keller

جیم کلر

به هر حال جیم کلر پس از ۱۳ سال غیبت در ۲۰۱۲ مجددا به AMD بازگشت و در ابتدایِ کار، دو پروژه مهم را بر دوش گرفت. نخستین پروژه، طراحی یک پردازنده بر پایه آرم برای بازار سرورها در قالب معماری K12 بود و دیگری رهبری توسعه یک معماری استاندارد x86، به همراه مایک کِلارک (Mike Clark) (رهبر تیم طراحی بولدوزر) بود.

شخص دیگری که به همراه جیم کلر به AMD اضافه شد، لیزا سو (Lisa Su) بود که پیش‌تر به عنوان معاون ارشد و مدیر کل در Freescale Semiconductors فعالیت می‌کرد. او در AMD هم با همین عنوان شغلی ورود کرد و و به همراه مدیرعامل آن زمان AMD که روری رید (Rory Read) بود به عنوان یکی از افرادی که در تغییر مسیر شرکت به سمت بازارهای فراتر از رایانه‌های شخصی به خصوص کنسول‌ها نقش مثبتی داشت، محسوب می‌گردد.

جیم کلر

لیزا سو در وسط و جیم کِلِر در سمت راست

دو سال پس از ورودِ کلر در بخش تحقیق و توسعه، مدیرعامل وقت AMD، روری رید، از جایگاه خود کنار رفت و معاون ارشد جای او را گرفت. لیزا سو با یک مدرک دکترای مهندسی الکترونیک از MIT و پیشینه تحقیقاتی در زمینه ماسفت‌های از نوع سیلیکون بر روی عایق (SOI)، فردی بود که چه از لحاظ آکادمیک و چه از لحاظ کار در صنعت، تجربه فراوانی داشت و می‌توانست AMD را به روزهای اوجش بازگرداند اما در صنعت پردازنده‌های بزرگ مقیاس، هیچ چیز یک شبه روی نمی‌دهد. طراحی تراشه در بهترین حالت خود به سال‌ها زمان نیاز دارد و لیزا سو نیاز داشت تا زمانی که طرح‌های جدید و بلندپروازانه را به ثمر برساند، به نحوی شرکت را نیز از خطر انقراض در امان نگه دارد.

در همین زمان که AMD به زحمت خود را در بازار نگه داشته بود، اینتل هر روز قله‌های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می‌کرد به طوری که در انتهای ۲۰۱۶ درآمدی بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار داشت و معماری Core و پروسه ساختش نیز به خوبی در حال پیشرفت بودند. برای سال‌های طولانی اینتل از سیاست تیک-تاک (Tick-Tock) برای توسعه پردازنده‌های خود استفاده می‌کرد که در پروسه تیک پردازنده‌ای با معماری جدید معرفی می‌کرد و در پروسه تاک فرایند ساخت آن را بهبود می‌بخشید.

البته اوضاع آنقدرها هم برای اینتل در پشت صحنه به خوبی پیش نمی‌رفت، با این‌حال همچنان سودهای عظیمی می‌کردند و تقریبا تمام بازار پردازنده‌ها را در اختیار خود داشتند. در ۲۰۱۲ اینتل پیش‌بینی می‌کرد تا در فاصله سه سال دیگر پردازنده‌های خود را بر اساس فرایند ساخت ۱۰ نانومتری عرضه خواهد کرد، در صورتی که این “تاک” هیچوقت اتفاق نیفتاد، در واقع حتی هیچ “تیکی” هم رخ نداد! نخستین پردازنده ۱۴ نانومتری آن‌ها در قالب معماری بِرادول (Broadwell) در ۲۰۱۵ عرضه شد و برای ۵ سال متوالی تا به امروز اینتل از همان فرایند ساخت و معماری استفاده می‌کند.

در واقع مهندسانی که مسئول بهینه‌سازی فرایند ۱۰ نانومتری بودند، نمی‌توانستد تراشه‌هایی را با بازده (yield) بالا در این فرایند تولید کنند و در نتیحه اینتل در ۵ سال گذشته مجبور شد تا هر سال کمی فرایند ۱۴ نانومتری و معماری قدیمی خود را بهینه کند.

در واقع مهندسانی که مسئول بهینه‌سازی فرایند ۱۰ نانومتری بودند، نمی‌توانستد تراشه‌هایی را با بازده (yield) بالا در این فرایند تولید کنند و در نتیحه اینتل در ۵ سال گذشته مجبور شد تا هر سال کمی فرایند ۱۴ نانومتری و معماری قدیمی خود را بهینه کند. فرکانس و مصرف انرژی هر سال بیش از پیش بالا می‌رفت و خبری از معماری جدید نبود، دقیقا مشابه اتفاقی که دهه پیش و با معماری نت‌برست رخ داده بود. خریداران در این زمان با انتخاب‌های ناامید کننده‌ای روبرو بودند: یا انتخاب پردازنده‌ای از سری Core و پرداخت مبلغی بالا برای آن و یا انتخاب جایگزین‌های ضعیفتر و ارزانتر از AMD در سری FX و A

اما AMD در این زمان و در سکوت، مشغول ساخت برگ برنده خود بود و آن را برای نخستین بار در فوریه ۲۰۱۶ و در رویداد E3 رو کرد. سرانجام معماری ذِن (Zen) در این زمان و در رویداد مربوط به معرفی ریبوت Doom، معرفی گردید.

در آن رویداد اطلاعات زیادی در مورد این معماری ارائه نشد و صرفا با عباراتی مانند “چندنخی همزمان”، “حافظه نهان با پهنای‌باند بالا” و “طراحی بهینه FinFet” از قابلیت‌های این معماری سخن گفته شد.

اطلاعات بیشتر درباره معماری ذِن در کامپیوتکس ۲۰۱۶ ارائه شد که بارزترین آن‌ها، افزایش عملکردی بسیار عظیم با ۴۰ درصد بهبود نسبت به معماری Excavator بود.

اطلاعات بیشتر درباره معماری ذن در کامپیوتکس ۲۰۱۶ ارائه شد که بارزترین آن‌ها، عملکردی با ۴۰ درصد بهبود نسبت به معماری Excavator بود. این ادعا به حدی بلندپروازانه به نظر می‌رسید که تقریبا هیچکس انتظار آن را نداشت چرا که AMD در هر بروزرسانی معماری بولدوزر در بهترین حالت ۱۰ درصد عملکرد بهتری را ارائه می‌کرد. بعد از رویداد AMD در کامپیوتکس ۲۰۱۶، یک سال دیگر طول کشید تا نخستین پردازنده‌ها با این معماری عرضه شوند و در نهایت شاهد برگِ برندهِ AMD بودیم.

AMD ZEN

افزایش ۴۰ درصدی “اجرای دستورالعمل در هر کلاک” (IPC) و در عین حال کاهش مصرف انرژی در هر کلاک

هر طراحی سخت افزاری، نیاز به نرم‌افزاری دارد تا با آن کار کند و در نتیجه به فروش برسد، در این میان نبردِ پردازنده‌های چندنخی در حال اوج گرفتن بود. با اینکه کنسول‌ها از پردازنده‌های ۸ هسته‌ای استفاده می‌کردند اما اکثر بازی‌ها با پردازنده‌های ۴ هسته‌ای به خوبی سازگار بودند. دلیل اصلی آن سلطه اینتل بر بازار پردازنده‌ها و استفاده از تراشه ساخت AMD در کنسول‌های پلی‌استیشن ۴ و ایکس باکس وان بود. اینتل نخستین پردازنده ۶ هسته‌ای خود را در سال ۲۰۱۰ عرضه کرد و این پردازنده با مبلغ ۱۱۰۰ دلار، بسیار گران‌قیمت بود. اینتل در خلال این سال‌ها پردازنده‌های ۶ هسته‌ای بسیاری را عرضه کرد اما حدود ۷ سال طول کشید تا پردازنده‌ای به مانند Core i5 8400 عرضه شود که با قیمت زیر ۲۰۰ دلار برای اکثر کاربران قابل خرید باشد.

از آن طرف مشکل کنسول‌ها این بود که چیدمان پردازنده‌ استفاده شده در آن‌ها، به نحوی توسعه داده شده بود که از دو پردازنده ۴ هسته‌ای در قالب یک تراشه استفاده شود و در نتیجه تاخیر بین این دو قسمتِ تراشه زیاد بود؛ توسعه‌دهندگان بازی تلاش می‌کردند تا نخ‌هایی که قرار است توسط موتور بازی‌سازی پردازش شوند را فقط بر روی یکی از این دو قسمت نگه دارند و قسمت دیگر را صرفا برای پردازش‌های عمومی پس‌زمینه استفاده کنند و از ترکیب این دو قسمت برای پردازش یکسان به دلیل تاخیر زیاد استفاده نکنند.

در این میان فقط ایستگاه‌های کاری و سرورها بودند که به طور جدی از پردازش‌های چند نخی پشتیبانی می‌کردند تا زمانی که AMD تصمیم گرفت اوضاع را تغییر دهد.

سرانجام مارس ۲۰۱۷، زمانی بود که کاربران می‌توانستند پردازنده رایانه خود را به یکی از دو پردازنده ۸ هسته‌ای ۱۶ نخی که عرضه شده بود، ارتقا دهند. یک معماری کاملا جدید لایق یک نام جدید هم بود، AMD استفاده از Phenom و FX را کنار گذاشت تا رایزِن (Ryzen) متولد شود.

البته دو پردازنده عرضه شده آنچنان هم ارزان نبودند، نخستین پردازنده رایزن 7 1800X بود که با فرکانس ۳.۶ گیگاهرتز (بوست ۴ گیگاهرتز) با قیمت ۵۰۰ دلار به فروش می‌رسید؛ دیگری یک نسخه ارزانتر به نام رایزن 7 1700X بود که با ۲۰۰ مگاهرتز فرکانس و ‍۱۰۰ دلار قیمت کمتر به فروش می‌رسید. در همان زمان اینتل پردازنده ۸ هسته‌ای خود که Core i7 6900K بود را بیش از ۱۰۰۰ دلار به فروش می‌رساند.

AMD

ذِن تمام ويژگی‌های عالی معماری‌های قبلی را با هم جمع کرده بود و آن‌ها را طوری کنار هم چیده بود که خط لوله‌ها تا جایی که می‌توانند مشغول باقی بمانند. برای انجام این کار به تغییرات و بهبودهای اساسی در ساختار خط لوله و سیستم‌های حافظه نهان نیاز بود. در ریزمعماری جدید، طراحی اشتراکی حافظه‌های نهان سطح یک و دو که در بولدوزر استفاده می‌شد، کنار گذاشته شده بود و هر هسته برای خود کاملا مستقل عمل می‌کرد، در کنار این، بهبودهایی مانند خط لوله‌های بیشتر، پیش‌بینی انشعاب بهتر و پهنای باند بیشترِ حافظه نهان نیز در معماری گنجانده شده بود.

رایزن هم در ابتدا همانند پردازنده‌هایی که در کنسول‌های سونی و مایکروسافت استفاده می‌شد، یک سیستم روی یک تراشه بود؛ تنها چیزی که تفاوت داشت، عدم وجود پردازشگر گرافیکی بود که البته بعدتر در مدل‌های اقتصادی رایزن از پردازشگر گرافیکی با معماری GCN استفاده شد.

AMD با ارائه ذن قوانین بازار را بر هم زده بود و دیگر اینتل تنها انتخاب مصرف‌کنندگان نبود. این، نقطهِ آغازِ بازگشتِ AMD بود.

تراشه پردازنده‌های رایزن در دو قسمت به نام CCX (مخفف CPU CompleX) تقسیم شده است که هر یک از این CCXها دارای ۴ هسته و ۸ نخ هستند. علاوه بر این یک پردازشگرِ پلِ جنوبی هم در پردازنده جای گرفته است که دارای کنترلر و لینک‌های خروجی برای PCI Express، درگاه‌های ساتا و USB است. وجود این پردازشگر به این معنی است که در تئوری می‌توان مادربردها را بدون وجود هیچگونه پلِ جنوبی ساخت که البته تقریبا تمام سازندگان خلاف این کار را برای فراهم کردن خروجی‌های بیشتر انجام دادند. AMD با ارائه ذِن قوانین بازار را بر هم زده بود و دیگر اینتل تنها انتخاب مصرف‌کنندگان نبود، این، نقطهِ آغازِ بازگشتِ AMD بود.

AMD

نمایی از تراشه حاوی اولین نسل معماری ذِن

تمام این تلاش‌ها هیچ می‌شدند اگر پردازنده‌های رایزن نمی‌توانستند به خوبی عمل کنند، در نهایت این‌گونه نشد و AMD نشان داد که با وجود ضعیفتر بودن نسبت به اینتل در تمام این سال‌ها اما چیزهای زیادی برای ثابت کردن دارد. پردازنده‌های 1700X و 1800X عالی نبودند، در واقع در نرم‌افزارهای حرفه‌ای پا به پای رقبای اینتلی خود و حتی بسیار بهتر از آن‌ها پیش می‌رفتند اما در بازی‌ها تا حد قابل توجهی کندتر بودند.

AMD تنها یک ماه پس از ورود اولین پردازنده‌های رایزن ۷ به بازار، پردازنده‌های ۶ و ۴ هسته‌ای دیگر خود را در قالب سری رایزن ۵ به بازار عرضه کرد و دو ماه پس از آن نیز پردازنده‌های ۴ هسته‌ای از سری رایزن ۳ را عرضه کرد. این پردازنده‌ها نیز دقیقا مانند برادران بزرگتر خود عمل می‌کردند و در عین حال، نسبت به رقبای خود قیمت مناسب‌تری داشتند.

در نهایت شاهد عرضه پردازنده‌های غول‌آسایِ این معماری بودیم، پردازنده‌های رایزن تِرِدریپِر (Threadripper) 1950X که از ۱۶ هسته و ۳۲ نخ بهره می‌برد با قیمتی برابر با ۱۰۰۰ دلار و پردازنده سرور اِپیک (EPYC) 7551P با ۳۲ هسته و ۶۴ نخ و قیمت ۲۱۰۰ دلاری عرضه شدند. این پردازنده‌ها در واقع از همان تراشه 1800X به تعداد دو و چهار عدد برای رسیدن به این تعداد هسته استفاده می‌کردند و برای انتقال اطلاعات بین تراشه‌ها هم از سیستم اتصال داخلی اینفینیتی‌ فابریک (Infinity Fabric) جدیدی استفاده می‌کردند.

AMD

رایزن تردریپر 1920X

در فاصله شش ماه، AMD عزم خود را برای تسخیر تمام بازارهای ممکن برای پردازنده‌های x86 نشان داد، آن هم تنها با یک طراحی یکسان که می‌توان در هر مقیاسی از آن استفاده کرد. یک سال بعد معماری ذن به ذن+ (+Zen) بروزرسانی شد که این بروزرسانی شامل بهبودهایی در سیستم حافظه نهان و تغییر فرایند از نود 14LPP گِلوبال‌فاندریز که زیربنای آن را سامسونگ تشکیل داده بود به نود چگال‌ترِ 12LP بود. مساحت تراشه‌ها تغییری نکرد اما فرایند ساخت جدید به AMD اجازه داد تا فرکانس را افزایش دهد.

یک سال بعد از ارائه معماری ذِن+، در تابستان ۲۰۱۹، AMD معماری تحسین‌شده ذن ۲ را معرفی کرد. این‌بار تغییرات نسبت به ذِن+ بسیار عظیم بودند و عبارت چیپلِت (Chiplet) با این معماری معنا پیدا کرد.

یک سال بعد از ارائه معماری ذن+، در تابستان ۲۰۱۹، AMD معماری ذن ۲ را معرفی کرد. این‌بار تغییرات نسبت به ذن+ بسیار عظیم بودند و عبارت چیپلِت (Chiplet) با این معماری معنای حقیقی خود را پیدا کرد. در حقیقت به جای پیروی از یک طراحی یکپارچه (Monolithic) که در آن تمام قطعات پردازنده تنها بر روی یک قطعه سیلیکونی قرار دارند (این طراحی زیربنای ذن و ذن+ بود)، قسمت هسته‌ها (در اینجا CCX) از سیستم ارتباطی (مانند ارتباط بین هسته‌ها و حافظه نهان، پل شمالی/جنوبی و کنترلر حافظه) جدا باشد.

در واقع با طراحی چیپلت شاهد دو تراشهِ متفاوت هستیم، AMD تراشه‌هایی که در آن هسته‌های پردازنده قرار دارند را Core Complex Die یا CCD می‌نامد که هر CCD از دو CCX تشکیل شده است، همانطور که پیش‌تر گفته شد هر CCX دارای ۴ هسته و ۸ نخ است. سیستم ارتباطی یا همان ورودی/خروجی (I/O) نیز تراشه جداگانه‌ای دارد. در ریزمعماری ذِن ۲ وظیفه ساخت تراشه‌های CCD بر عهده TSMC با فرایند ساخت ۷ نانومتری است و تراشه‌های I/O پردازنده‌های دسکتاپ رایزن توسط فرایند 12LP گلوبال‌فاندریز و پردازنده‌های تردریپر و اپیک توسط فرایند ۱۴ نانومتری گِلوبال‌فاندریز ساخته می‌شوند.

AMD با ارائه ذِن ۲ نخستین پردازنده ۶۴ هسته‌ای x86 را نیز در رده ایستگاه‌ کاری و سرور با نام‌های تردریپر 3990X و اپیک 7742 معرفی کرد. پردازنده تردریپر با قیمتی در حدود ۴۰۰۰ دلار عرضه شد که نسبت به همتایان خود از اینتل بسیار ارزانتر به شمار می‌رفت، در واقع اینتل حتی هم اکنون نیز هیچ پردازنده ۶۴ هسته‌ای را برای ارائه در سبد محصولات خود ندارد.

AMD

تصاویر ثبت شده با مادون قرمز از پردازنده‌های رایزن (سمت چپ) و اپیک (سمت راست) ساخته‌شده توسط معماری ذِن ۲، تراشه واحد بزرگتر در هر پردازنده، تراشه I/O می‌باشد.

طبق اطلاعاتی که از معماری آینده AMD یعنی ذن ۳ داریم قرار است همین ساختار حفظ شود و همچنین تعداد هسته‌ها و نخ‌ها در هر CCD هم قرار نیست تغییری به خود ببیند. در عوض مانند بهبودهایی که ذن+ نسبت به ذن ایجاد کرد، صرفا شاهد تغییراتی در حافظه نهان، مصرف انرژی و افزایش فرکانس باشیم.

کاری که AMD در این ۸ سال موفق به انجام آن شد، باعث تغییر روند بازی به نفع این شرکت و مصرف‌کنندگان شد و در حال حاضر این شرکت سبد جامعی از محصولات مختلف که از پردازنده ۴ هسته‌ای با قیمت ۹۹ دلار گرفته تا پردازنده سرور ۶۴ هسته‌ای با ۱۲۸ نخ را در اختیار دارد.

اوضاع مالی AMD نیز از آن زمان تا به امروز بسیار تغییر کرده است، زمانی AMD دچار ضررهای میلیارد دلاری بود و تسویه وام‌های میلیون دلاری برای این شرکت کار آسانی نبود. اما در حال حاضر AMD در مسیر پیشرفت قرار گرفته و سود عملیاتیِ بیش از ۶۰۰ میلیون دلار را در سال آتی پیش‌بینی می‌کند. ذن تنها عامل نجات شرکت از اوضاع مالی بهم ریخته نبود اما عاملی بود که بیشترین تاثیر را در احیای آن داشت.

AMD

بخش گرافیک AMD هم از آن زمان تغییرات زیادی را به خود دید، در ۲۰۱۵ این بخش به طور کامل مستقل شد و با نام گروه فناوری‌های رادئون (RTG) به فعالیت خود ادامه داد. توسعه معماری RDNA بر اساس معماری GCN بزرگترین دستاورد این گروه بود. در معماری RDNA تغییراتی در ساختار حافظه نهان و سایز و گروه‌بندی واحدهای محاسباتی ایجاد شد که باعث تغییر کاربری معماری، مستقیما به سمت گیمینگ شد.

نخستین مدل‌هایی که از این معماری بهره بردند، کارت‌ گرافیک‌های سری رادئون RX 5700 بودند که پتانسیل بالای این معماری را نشان دادند. علاوه بر این سونی و مایکروسافت هم در کنسول‌های آینده خود قرار است از پردازنده‌های Zen 2 و نسخه بروزرسانی شده معماری RDNA با نام RDNA 2 به عنوان پردازشگر گرافیکی استفاده کنند.

آن‌ها از هیچ به قله صعود کردند و سپس به ته دره پرت شدند و مانند موجودی از افسانه‌ها، در حال احیای حیات دوباره از خاکستر خود هستند.

با اینکه گروه رادئون موفقیت‌هایی که بخش پردازنده تجربه کرد را به دست نیاوردند و همچنان کارت گرافیک‌های AMD به عنوان جایگزین اقتصادی شناخته می‌‌شوند اما AMD در حال برگشت به روزهای طلایی اتلون ۶۴ است، زمانی که سرآمد توسعه معماری و نوآوری در فناوری شناخته می‌شدند. آن‌ها از هیچ به قله صعود کردند و سپس به ته دره پرت شدند و مانند موجودی از افسانه‌ها، در حال احیای حیات دوباره از خاکستر خود هستند.

 

آینده‌ای مرموز

و اکنون زمانِ یک پرسش ساده درباره AMD فرا رسیده است، آیا امکان دارد که آن‌ها به روزهای تاریک محصولات ناامیدکننده و بی‌پولی باز گردند؟

با اینکه ۲۰۲۰ سال بسیار خوبی برای آن‌ها بود و در سه ماهه اول سال، نسبت به همین دوره در سال قبل ۴۰ درصد از لحاظ درآمد افزایش داشتند اما همچنان درآمد کلی ۹.۴ میلیارد دلاری، آن‌ها را عقب‌تر از انویدیا (با درآمد ۱۰.۷ میلیارد دلار در ۲۰۱۹) و چند سال نوری عقب‌تر از اینتل (با درآمد ۷۲ میلیارد دلار در ۲۰۱۹) قرار می‌دهد. اینتل دارای کارخانه‌های بزرگ و گستره‌ای متنوع از محصولات است ولی تقریبا تمام درآمد انویدیا از بخش کارت گرافیک‌هایش حاصل می‌شود.

AMD

پرفروش ترین محصولات AMD در حال حاضر – کارت گرافیک رادئون 5700XT و پردازنده Ryzen 5 3600

پر واضح است که AMD نیاز دارد تا درآمد خود را افزایش دهد تا آینده خود را تضمین کرده باشد. اما این چگونه می‌تواند اتفاق بیفتد؟ عمدهِ درآمد آن‌ها از بخشی است که آن را قسمتِ محاسباتی و گرافیک می‌نامند که شامل محصولات رایزن و رادئون می‌شود. درآمد این قسمت از آنجایی که پردازنده‌های رایزن بسیار رقابتی هستند و محصولات بر پایه معماری RDNA 2 نیز در رایانه‌های شخصی و کنسول‌ها استفاده خواهند شد و بازی‌ها برای آن‌ها بهینه می‌شوند، بدون شک به افزایش ادامه خواهد داد.

برتری پردازنده‌های دسکتاپ اینتل در بازی‌ها، هر نسل در حال کمتر و کمتر شدن است و علاوه بر این، توان مقابله با امکاناتی که ذِن ۳ قرار است عرضه کند را هم ندارند. انویدیا همچنان رقیبی برای کارت گرافیک‌های بالارده خود ندارد اما در میان‌رده‌ها رقابت سختی با رادئون‌های AMD دارد. در این بین با وجود فروش بسیارِ پردازنده‌های رایزن و درآمدی که از این قسمت نصیب بخش محاسباتی و گرافیک شده، کارت گرافیک‌های AMD فروش چندانی ندارند و در نتیجه درآمد زیادی را وارد این بخش نمی‌کنند.

اما مشکل مهمتر AMD در بخش دیگری نهفته است. بخش سیستم‌های توکار، سرورها و تراشه‌های نیمه شخصی‌سازی شده، کمتر از ۲۰ درصدِ درآمد سه ماهه اول ۲۰۲۰ را تشکیل داده‌اند و همچنان در حال ضرردهی هستند. این را می‌توان با کاهش فروش کنسول‌های نسل فعلی مایکروسافت و سونی در خلال موفقیت نینتندو سوئیچ و دست نگه‌داشتن خریداران برای خرید کنسول‌های نسل بعد توجیه کرد. مورد دیگری که باعث ضرردهی AMD در این بخش شده است، فرمانروایی اینتل در حوزه سرورهاست، در واقع هیچ دیتاسنتر چند میلیون دلاری صرفا برای اینکه یک پردازنده عالی وارد بازار شده است تمام تشکیلات خود را دور نخواهد ریخت.

پردازنده اپیک

انویدیا DGX A100 به همراه دو پردازنده ۶۴ هسته‌ای AMD از سری اپیک

این وضعیت در چند سال آینده می‌تواند تغییر کند، بخشی از آن از طریق کنسول‌های بازی نسل جدید و بخشی دیگر توسط اتحادی غیرمنتظرهِ AMD با شرکتی که کسی انتظارش را ندارد.

انویدیا، AMD را به جای اینتل به عنوان تامین‌کننده پردازنده خوشه‌های محاسباتی یادگیری عمیق و هوش مصنوعی جدید خود با نام DGX 100، انتخاب کرده است. اما دلیل این انتخاب واضح است، پردازنده‌ اپیکی که در این خوشه محاسباتی به کار رفته، هسته‌ها و کانال‌های حافظه بیشتر و همچنین خطوط PCIe سریعتری از تمام محصولاتی که اینتل ارائه می‌کند، دارد. اگر شرکتی به بزرگی انویدیا از استفاده از محصولات AMD راضی است، بقیه هم دیر یا زود به این مسیر خواهند پیوست.

AMD مسیر طولانی را برای پیمودن از قله‌ای که زمانی از آن سقوط کرده بود، نیاز دارد اما مسئله مهمتر این است که آن‌ها ابزار لازم برای اینکار را در اختیار دارند. با پیشرفت TSMC و ارائه فرایندهای بهتر، محصولات AMD هم خود به خود بهتر خواهند شد.

AMD

در پایان همچنان مشکلاتی در AMD وجود دارند که می‌توانند شامل تغییرات فراوانی گردند. یکی از این مشکلات بازاریابی است. عبارت “Intel Inside” از سی سال گذشته به صورت عجیبی در همه جا حضور داشته و سهم زیادی در افزایش اعتبار برند اینتل ایفا کرده است. AMD برای افزایش اعتبار برند رایزن تلاش بسیاری انجام داده اما باید سازندگان رایانه مانند دِل، اچ‌پی و لنوو را ملزم کند تا محصولاتی که از رایزن استفاده می‌کنند را با همان حجم از تبلیغاتِ محصولات مشابهی که از پردازنده اینتل استفاده می‌کنند، به فروش برسانند.

AMD در تاریخ ۵۱ ساله‌اش، اکنون در قویترین حالت خود قرار دارد، سهام این شرکت از تنها ۱.۷ دلار در ۲۰۱۵ به بیش از ۸۰ دلار در 2020 رسیده و همچنان در حال افزایش است.

از سمت دیگر AMD برنامه‌های فراوانی مانند رایزن مستر را برای بهبود تجربه خریداران توسعه داده است. در عین حال درایورهای گرافیکی این شرکت مشکلات فراوانی را برای کاربران ایجاد کرده بود. درایورهای گرافیکی می‌توانند بسیار پیچیده باشند اما در نهایت این کیفیت آن‌هاست که در افزایش یا از بین بردن اعتبار یک قطعه سخت افزاری موثر است.

AMD Stock

سهام AMD از ۵ سالِ گذشته تاکنون

پروژه ذن با سرعتی زیاد در حال پیشرفت است، معماری RDNA 2 قرار است آن‌ها را در مقابل انویدیا به روزهای اوجشان برگرداند و بازگشت افسانه‌ای این شرکت تا به امروز با موفقیت دنبال شده است. آن‌ها هنوز به قله صعود نکرده‌اند و شاید هم این خوب باشد چرا که می‌گویند تاریخ خودش را تکرار می‌کند؛ پس بیایید امیدوار باشیم دوباره این اتفاق رخ ندهد چرا که یک رقابت سالم با انویدیا و اینتل، در نهایت به نفع تمام کاربران تمام می‌شود.

 

پایان بخش سوم، دیدگاه شما چیست؟ آیا از محصولات AMD استفاده کرده‌اید؟ چه پردازنده یا کارت گرافیکی از این برند جزو محصولات مورد علاقه‌تان هستند؟ کدام پردازنده رایزن توانست شما را بیش از همه مجذوب خود کند؟

دیدگاه‌های خود را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.

منبع:
https://toranji.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *